چقدر مسلمان هستید؟

FacebookTwitterGoogle GmailShare

چقدر مسلمان هستید؟

نویسنده: ادیپ یوکسل
برگردان: محمد فهیم نعیمی

اسلام را نباید با معنای تحت الفظی آن در نظر گرفت، زیرا در آنصورت اسلام صرف تسلیم شدن و صلح معنا خواهد داد. در حالیکه مسلمان بودن یا تسلیم به خدا بودن، نمودهای زیادی دارد. حد اقل سه عرصه برای قواعد الهی وجود دارد و تنها راه رسیدن به صلح و خشنودی جاودان، اطاعت از قواعدی است که در این سه عرصه  وجود دارند.

این عرصه ها عبارت اند از:

1- قلمرو طبیعت؛ قواعد فزیکی

کائنات کتاب سه بعدیِ خدا است که به زبان قواعد طبیعی تحریر شده است. تمام اجسام سماوی به شمول بدنهای ما و اجزای اتومی تشکیل دهنده آنها از قواعد فزیکیِ که خالق آنها ایجاد کرده است پیروی میکنند. هر کی قواعد الهی (آیات الهی) در کائنات را میآموزد و از دستورات آن پیروی میکند با قرار گرفتن تکنالوژی در اختیارش، از جانب خداوند ج برایش پاداش داده میشود تا از زندگی این جهان لذت ببرد. کسیکه ترجیح میدهد در برابر قواعد الهی قرار بگیرد و آنرا نادیده بیانگارد بصورت خودکار بر مبنای همان قواعد مورد مجازات و تنبیه قرار میگیرد.

بگونه مثال، اعمار خانه بدون در نظرداشت نیروی جاذبه و حوادث طبیعی مانند زلزله و سیلاب ممکن است نتایج بسیار ناگواری را بدنبال داشته باشد. به عبارت دیگر، یک مسلمان باید قواعد الهی را در طبیعت بشناسد و از آن پیروی کند. آنهایی که با نشانه ها و قواعد الهی در کائنات مخالفت نمیکنند، مورد پاداش قرار میگیرند.

2- قلمرو جامعه؛ الزامات زندگی اجتماعی

نمودِ دیگر مسلمان بودن را باید در قلمرو جامعه جستجو کرد. انسانها به عنوان افزایندگان عقلانی ســودمندی بر مبنای منفعت – خودی باید از اصول مشخصی در جامعه پیروی کنند و محدودیت های معینی را بر خود اعمال نمایند. بگونه مثال، اگر یک انسان عاقل به این نتیجه برسد که زندگی با سایر انسانها سبب افزایش سودمندی میگردد و یا زندگی وی را بیشتر امن و راحت میسازد، پس تصمیم خواهد گرفت تا در شهر با مردم زندگی کند نه در کوه. وقتی یک انسان تصمیم گرفت که با دگران در فضای همکاری زندگی کند، پس بصورت عاقلانه و تجربی خواهد دانست که باید به زندگی، ملکیت و سایر حقوق انسانهای دیگر احترام بگذارد. در غیر اینصورت او در تضاد با تعهداتش در برابر جامعۀ که عضویت آنرا دارا است، قرار خواهد داشت. بنابر این، او یا با جنگ داخلی میان اعضای اجتماع یا با ظلم دگران، بی نظمی و یا هم از جانب مأموران تطبیق قانون مجازات خواهد شد.

از این لحاظ، شخصیکه متمدن است و به حقوق دگران احترام میگذارد مسلمان است و با بدست آوردن حیثیت، اعتبار و مقام و… پاداش داده خواهد شد. آیاتی که در کتابهای مقدس پیرامون مذمت قتل، دزدی، حسادت، دروغ و غیره وجود دارند، برای ما چیزی نو یا ناشناخته نیستند.  در واقع افرادیکه باور به افزایش عقلانی سودمندی بر مبنای منفعت-خودی دارند بصورت طبیعی به آنچه این فرمان های الهی امر میکند، عمل می نمایند. بصورت واضح، حد اقل هفت آیت اخیریکه در قسمت نهایی این مقاله تذکر رفته اند از جانب “سودمند گرایان” در اجتماع مورد پذیرش قرار میگرد و عملی میشوند. فرمان های مذکور تنها یادآوریی اند برای انسان های عاقل و پیامبران و رهنمایی یا هشداری اند برای آنهاییکه تمایلات غیر عقلانی دارند.

از این دیدگاه، مردمانیکه به معتقدات “سیکولار” و “اتیستیک” باور دارند نیز مسلمان هستند؛ زیرا آنها معمولاً از هفت مورد فرمانهای خداوندی که در اخیر این مقاله ذکر شده اند پیروی میکنند و با بدست آوردن نظامهای حقوقی، سیاسی، اقتصادی و اجتماعی بنحوی پاداش میگیرند. اما آنهایی که برتری جویی میکنند و آنهایی که بر سایرین بخاطر تفاوت های نژادی و مذهبی ستم روا میدارند، با بی نظمی، نا امنی، فساد و جنگ های دوامدار مورد مجازات قرار میگیرند.

قواعد الهی بصورت منطقی و ذاتی در ساختارهای اجتماعِ که متشکل از افراد است، حضور دارند. به عبارت دیگر، افراد یا گروه های کوچک انسانی برای افزایش سودمندی در اجتماع باید از یک سلسله اصول عقلانی در جامعه پیروی کنند.

با افزایش جمعیت جهان، پیشرفت وسایل ارتباط جمعی و حمل و نقل، مرزها مفهوم خود را از دست داده اند و وابستگی میان ملت ها افزایش یافته است. از اینرو، تجارت بین المللی به ناچار جشم انداز سیاسی جهان را بصورت دراماتیک تغییر خواهد داد و در جریان قرن بیست و یکم با احتمال بیشتر منافع ملی کشورها با منافع تمام جمعیت انسانهای جهان یکسان خواهد شد. هیچ ملتی نخواهد توانست تا در برابر تخطی از حقوق بشر و آلودگی محیطی در گوشه دیگری از جهان بی تفاوت باشد، زیرا مناقع اقتصادی آن ملت در خطر خواهد بود.

3- قلمرو خرد و معنویت؛ شناخت خداوند و شادکامیِ جاودانی

چرا ما به وحی از جانب خداوند نیازمند هستیم؟ چه ربطی بین وحی های مختلف وجود دارد؟ این سومین قلمرویست که مسلمان بودن در آن ضروری است. مسلمان بودن، که به معنای تسلیم شدن به خدا و پذیرفتن قواعد الهی است، تا زمانی نمیتواند کامل دانسته شود که از دل و جان نباشد. خشنودی و پاداش واقعی تنها زمانی بدست میاید که ما از دل و جان از قواعد طبیعی، اجتماعی و قواعد خداوندی پیروی کنیم و خداوند را به عنوان یگانه پادشاه روز جزا بدانیم.

این جنبۀ از مسلمان بودن، به صورت واقعی خشنودی و رهایی را به بار میارد و یکجا با عرصه های دیگرِ انقیاد به قواعد الهی، تمام تشویش ها را از بین میبرد و مشکلات را حل میسازد. بناً فردیکه از لحاظ عقلانی و روحانی به خداوند سر تسلیم فرود آورده است، با هیچ یکی از مصیبت های طبیعی، مانند، از دست دادن دوستان نزدیک، مرض، مرگ یا هر فاجعۀ دیگری، دست پاچه نمیشود. زیرا میداند که این جهان امتحانی بیش نیست و نسبت به زندگی جاودانی، عمر کوتاهی دارد. این چنین افراد بی نهایت خوش بین هستند و میدانند که بالآخره به نزد خداوند رجعت خواهند کرد؛ خداوندی که عادل، مهربان و دانا است.

بصورت خلاصه، تنها زمانی میتوانیم به خوشنودی در این جهان و جهان بعدی دست بیابیم که خود را تسلیم خداوند نمایم و از قواعد الهی که در درون تعاملات طبیعی و اجتماعی نهفته است پیروی کنیم.

اسلام از دید قرآن

چنانچه قبلاً نیز بیان داشتیم اسلام را نباید تحت الفظی معنا کرد، همچنانیکه اسلام تنها دینی نیست که حضرت محمدص آورده است، بلکه بر عکس اسلام شامل تمام آنهایی میشود که به خدای یکتا ایمان دارند و از وی اطاعت میکنند. قرآن به ما میآموزد که تمام مؤمنین از جانب خداوند مطیع (مسلمان) خوانده شده اند، مراجعه شود به (قرآن، سوره 22، آیت 78). اسلام اسم توصیفی است و به معنای تسلیم و صلح است و بر اساس مفهوم قرآنی به معنای تسلیم صلح آمیز خویشتن فقط و فقط به خداوند یکتا است. اسلام مثالی و راهی برای زندگی کردن است که بر آزادی فردی از تمام قدرتها و پذیرش خداوند به عنوان یگانه قدرت مطلق تأکید میکند. به همین سبب یگانه راه قابل قبول برای زندگی کردن از جانب خداوندج، اسلام است، مراجعه شود به (قرآن سوره 3، آیات 19 الی 85). حضرت نوح، ابراهیم، موسی، داوود، سلیمان، عیسی و همه پیروان شان با واژگان مشابه، مطیع، فرمانبردار (مسلمان) شناخته میشدند، مراجعه شود به (قرآن، سوره 10، آیت 72/ سوره 2، آیت 128/ سوره 10، آیت 84/ سوره 27، آیت 31/ سوره 5، آیت 111/ سوره 72، آیت 14). از آنجایی که تمام پیامبران فرامین خداوندی را به زبان مردم خود انتقال داده اند، بناً آنها اطاعت از خداوند را نه با کلمات عربیِ “اسلام” یا “مسلمان” بلکه با زبان خود شان بیان داشته اند، مراجعه شود به (قرآن، سوره 14، آیت 4). بر اساس قرآن، بجز از اذهان ملحدین و مشرکین، در واقع، تمام کائنات به شمول جسم های مادی ملحدین و مشرکین، مطیع (مسلمان) هستند، زیرا تمام اجزاء، اتوم ها، مالیکولها، سیاره ها، ستاره ها، نورها و کهکشانها در هستی، مطیع و فرمانبردارِ قواعد الهی هستند، مراجعه شود به (قرآن، سوره 41، آیت 11). سایه ها مطیعِ قواعد الهی هستند، حتا سایۀ جسم های ملحدین نیز (قرآن، سوره 13، آیت 15). هر چیزی در هستی مطیع و فرمانبردار سیستم خداوندی است؛ اطاعت از خداوند (عمل به اسلام) قانون طبیعت است (قرآن، سوره 3، آیت 83).

بر اساس آیات قرآن تمام پیامبران و حامیان شان مسلمان بودند. آنها در تلاش صلح بودند و تنها به خداوند سر تسلیم فرود میاوردند. حضرت نوح، ابراهیم، موسی، داوود، سلیمان، عیسی و پیروان شان با عین واژه، مطیع (مسلمان) یاد میشدند، مراجعه شود به (قرآن، سوره 10، آیت 72/ سوره 2، آیت 128/ سوره 10، آیت 84/ سوره 27، آیت 31/ سوره 5، آیت 111/ سوره 72، آیت 14). از آنجایی که تمام پیامبران فرامین خداوندی را به زبان مردم خود انتقال داده اند، بناً آنها اطاعت از خداوند را نه با کلمات عربیِ “اسلام” یا “مسلمان” بلکه با زبان خود شان بیان داشته اند، مراجعه شود به (قرآن، سوره 14، آیت 4). تمام اجسام سماوی مطیع خداوند هستند، مراجعه شود به (قرآن، سوره 41، آیت 11). سایه ها مطیعِ قواعد الهی هستند، حتا سایۀ جسم های ملحدین، مراجعه شود به (قرآن، سوره 13، آیت 15). هر چیزی در هستی مطیع و فرمانبردار سیستم خداوندی است؛ اطاعت از خداوند (اسلام) قانون طبیعت است، مراجعه شود به (قرآن، سوره 3، آیت 83).

اسلام:

·        اسلام به معنای اطاعت و فرمانبرداری، تنها از خداوند است، مراجعه شود به (قرآن، سوره 2، آیت 112 الی آیت 131/سوره 6، آیت 71/سوره 22، آیت 34/سوره 40، آیت 66).

·        اسلام مستلزم تجارب شخصی در کنار شواهد عینی است، مراجعه شود به (قرآن، سوره 3، آیت 86/سوره 2، آیت 111/سوره 21، آیت 24/سوره 74، آیت 30).

·        عقیده اسلامی بر مبنای احساسات و افکار پوچ استوار نیست، بلکه بر عکس مبتنی بر دلیل، منطق و مدرک بنا یافته است، مراجعه شود به (قرآن، سوره 17، آیت 36).

·        اسلام در برابر قدرتهای دروغین بخاطر آزادی، شفافیت و مقامت قرار میگیرد، مراجعه شود به (قرآن، سوره 6، آیت 164).

·        اسلام از طریق رشد برابر نژادی و جنسی، اتحاد و همبستگی ایجاد میکند، مراجعه شود به (قرآن، سوره 49، آیت 13).

·        اسلام خواهان صلح میان ملت ها است، مراجعه شود به (قرآن، سوره 2، آیت 62/سوره 2، آیت 135 و آیت 136/سوره 208).

·        اسلام بدون در نظرداشت نژاد و عقیده خواهان عدالت برای همه است، مراجعه شود به (قرآن، سوره 4، آیت 58/ سوره 5، آیت 8).

·        اسلام با توجه به واقعیت های خواهان صلح است، مراجعه شود به (قرآن، سوره 60، آیت 89).

·        اسلام روحانیت و افراد واسط میان خداوند و مردم را رد میکند، مراجعه شود به (قرآن، سوره 2، آیت 48/سوره 9، آیت 31 الی آیت 34).

·        اسلام توزیع ثروت، آزادی اقتصادی و رفاه اجتماعی را تشویق میکند، مراجعه شود به (قرآن، سوره 2، آیت 215/ سوره 59، آیت 7).

·        اسلام رقابت در نیکوکاری و اخلاق را تقویت میکند، مراجعه شود به (قرآن، سوره 16، آیت 90).

·        اسلام اقتصاد غیر مؤلد را رد میکند، مراجعه شود به (قرآن، سوره 2، آیت 275/ سوره 5، آیت 90/ سوره 3، آیت 130).

·        اسلام در عرصه زندگی اجتماعی خواهان مشاوره و نمایندگی است، مراجعه شود به (قرآن، سوره 42، آیت 38).

·        اسلام احترام گذاشتن به افراد را ترویج میکند، مراجعه شود به (قرآن، سوره 5، آیت 32).

·        اسلام خواهان صلح، صداقت و مهربانی است و کارهای بد را منع میکند، مراجعه شود به (قرآن، سوره 3، آیت 110).

·        اسلام خواهان معیارهای بلند اخلاقی است، مراجعه شود به (قرآن، سوره 25، آیت 63 الی آیت 76/ سوره 31، آیت 12 الی آیت 20/ سوره 23، آیت 1 الی آیت 11).

·        اسلام به زنان ارزش قایل است، مراجعه شود به (قرآن، سوره 3، آیت 195/ سوره 4، آیت 124/ سوره 16، آیت 90).

·        اسلام از ما میخواهد تا با طبیعت و محیط زیست خود در همآهنگی باشیم، مراجعه شود به (قرآن، سوره 30، آیت 41).

·        اسلام خواهان آزادی عقیده و بیان است، مراجعه شود به (قرآن، سوره 2، آیت 256/ سوره 18، آیت 29/ سوره 10، آیت 99/ سوره 88، آیت 21 و آیت 22).

هیچ جای تعجب نیست، زیرا که یگانه نظامی که از جانب خداوند تصدیق شده است، اسلام است، مراجعه شود به (قرآن، سوره 3، آیت 19 و 85).

FacebookTwitterGoogle GmailShare